اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

12

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

توضيحات : ( 1 ) ) - " اسباب السته " يا " سته ضروريه " يعني شش موضوع ضروري براي زندگي آدمي كه مولف به آنها اشاره كرده است . آنها عبارتند از : هوا ، ماكول و مشروب ، حركت و سكون جسماني ، حركت و سكون نفساني ، نوم و يقظه ( خواب و بيداري ) ، استفراغ ( Evacuation ) و احتقان ( بستگي مزاج ) و ضد استفراغ Retention در بعضي نسخه ها ، احتباس آمده است . ( 2 ) - معادل كلمه ماده در زبان انگليسى " " Matter يا " " Substance مىباشد . فرهنگ " حييم " معني اين كلمات چنين آمده است : ماده ، جسم هيولا ، ذات ، جوهر ، موضوع ، مطلب ، امر ، قضيه ، مسئله ، كار ، باره ، خصوص ، باب ، مايه ، موجب ، مناسب ، چرك ، فساد ، جراحت ، چيز ، كالا ، جنس . ( 3 ) - غريزي معادل ذاتي ، طبيعي ، سرشتي ، طينتي است Temperature - Natural - در حاشيه مج 2 ) ، هشت سطر كوتاه در باره حرارت غريزي آمده كه به نظر مىرسد از يا طبيبي كه كتاب متعلق به وى بوده مىباشد . الله اعلم . ( 1 / 24 ) ( 4 ) - مولف ، رابطه بين هوا و مزاج و اعتدال روح را بيان داشته و به مانند پزشكان سلف رابطه تنفس و روح را شرح داده است . در دو نسخه مج 1 ( و " كا " ، بين كلمه " عظيم " و " ببايد دانست " چنين آمده است : " و دليل بر آنكه اين هوا كه نزديك ماست به قياس با مزاج روح سرد است آن است كه هرگاه اندر گرما هوا را بجنبانيم خنكي هوا را بيابيم از ، بهر آنكه اين هوا كه مماس پوست ما و ساكن است اندر مدت سكون از پوست ما حرارتي يافته است و كيفيت آن همچو كيفيت پوست ما گشته و حس لمس را از چيزى كه مانند او باشد خبر نباشد و هرگاه هوا را بجنبانند آن هوا كه مماس پوست اوست دور شود و هواي ديگر تازه مماس پوست شود و پوست از كيفيت هواي تازه خبر يابد " 0 ( 5 ) - در نسخه " مر " : بيدانجير و انجير . بيدانجير كرچك ( ناظم الاطباء ) Castroil Plant بيد انجير ، كرچك - Castor oil plant ( 6 ) - مج 1 ) : " چون بخار پليز " و در " كا " : " پاليزتره " 0 پاليز : باغ و بوستان و كشت زار و مزرعه‌هاى صيفي ، جاليز Patch پاليزتره تره زار ( لغت‌نامه دهخدا ) 0 پاليزتره - Patch ( 7 ) - كرنب كلم پيچ Cabbage 0 در نسخه اساس كار ، " كرتب " آمده كه به نظر مىرسد اشتباه بوده است . كرنب ، كلم پيچ - Cabbage ( 8 ) - جرجير : بولاغ‌اودى ، شاهي آبى ، تره تيزك آبى Water Grass - Water Cress رك . هدايه المتعلمين ) در حاشيه نسخه " كا " ، " جرجير وتره تيزكه " آمده است . شاهي آبى ، تره تيزك ، بولاغ‌اودى - Water Cress ( 1 / 25 ) ( 9 ) - در باره مزاج بايد دانست كه قدما را عقيده آن بوده كه آدمي را نه مزاج مىباشد : اصلي و چهار فرعى و يك معتدل كه مزاجها ( امزجه ) آدمي بوده است . چهار مزاج اصلي بر روى چهار خلط بدن دور مىزده يعني Bile ) زرداب صفراي زرد ) و خون ) دم Blood ) و سودا ) صفراي سياه ) Atrabil و بلغم ، ( ( Phlegm پس مزاج صفراوي ( Bilious Temperament ( و مزاج دموي ( Sanguine T . ) و مزاج سوداوي ( Atrabilious T . ) و مزاج بلغمي ( Phlegmatic T . ) نام اين چهار مزاج بود . خلاصه آنكه بر اثر غلبه يكى از اخلاط چهار گانه فوق بر ديگر اخلاط ، آدمي صاحب آن مزاج ميگرديد . اين چهار مزاج را مزاج‌هاى اصلي مىگفتند كه صفراوي ( مزاج زرد آبى ) را گرم و خشك ، و مزاج خوني